همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که ” ای کاش” تکیه کلام پیریت نشود
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنندبقیه 1سال را نود بار تکرار میکنند
شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : motiii rara

ای دل ریش مرا بر لب تو حق نمک

حق نگه دار که من میروم  الله معک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : motiii rara

بسمه تعالی

در عجبم از شما مردمی که درعزای حسین خود میگریید ، سینه میزنید در عاشورای او قمه میزنید تا هم دردی کنید با زخم هایی که ناجوانمردانه به او و یارانش زدند برای شیر خواره اش که بی هیچ دفاعی مظلومانه تیر خورد بر سر و صورت میکوبید برای زینبش که پشت و پناهش را از دست داد ناله میکنید برای اکبری که قطعه قطعه شد اکبری که شبیه ترین انسان هابه یامبر اکرم بود زجه میزنید،در عزاداری ها  شرکت میکنید همه هم عقیده اید که حسین برای زنده نگه داشتن اسلام خود و خوانواده اش را فدا کرد

او نمیخواست که در زیر پرچم ظلم و ستم افرادی که از حق هیچ بویی نیرده بودند زندگی کند او زندگی را در هوای کسانی که نفسهایشان به خوردن حق مردم الوده بود بر خود و خاندانش حرام میدانست والا ادعای حکومت داشت که با بیعت با خلفا هم میتوانست به ان برسد میتوانست کاخ نشین باشد میتوانست علی اکبر را در جایگاه ولیعهدی ببیند نه در دامان خود قطعه قطعه.....

به راستی همه ی ما میدانیم که حسین مرگ را با عزت تر از زندگی در سایه ی ظلم میدانست حقیقتا مرگ حق است و این بسیار با عزت تر از زندگی با ذلت است زندگی که روزی مردمان ان حق الناس است...

حال در عجبم که همه ی ما میدانیم میبینیم احساس میکنیم که حق ما از زندگی سکوت نیست

اما اگر اینجوری ادامه بدهیم  ما دیگر هیچ نیستیم جز موجوداتی که برای گذراندن زندگی یا به خوردن حق دیگران روی میاوریم که این به راستی همان ایین یزید و ابن مرجانه و امثال اینهاست و عاقبتش چیزی جز پاره شدن گلوی شش ماهه حسین نیست و یا به خورده شدن حقمان رضایت میدهیم و خدا را شکر میکنیم و اوضاعی را که خود به وجود اورده ایم صلاح و حکمت خداوند میدانیم....

نتیجه ی این هم چیزی جز شکستن کمر حسین نیست

مگر نه اینکه اگر کسی تمام زندگیش رابرای زنده نگه داشتن چیزی بدهد اما به ان برسد راضی است پس حکما دیدن مردمانی که لبیک میگوید در حالی که نسبت حق خود بی تفاوتند میتواند برای کسی که جان و مال و فرزندانش را برای رسیدن به ازادی و حق داده است پهلو شکن تر از غم برادر باشد

مردم ، پوشیدن سیاه و بر سر و سینه زدن لازم است اما همه چیز نیست....

لا اقل همه ی ان چیزی که سر حسین به خاطرش از بدن جدا شد نیست.....

حسین دعوی حکومت نداشت ، آرزوی دیدن هزاران میدان و کوچه و خیابان با اسم امام حسین (ع)هم نداشت

شاید دیدن مردمی که از حق خود دفاع میکنند ، برای رسیدن به ان تلاش میکنند و زندگی را با عزت و سر بلندی طلب میکنند برای او خوشایند تر باشد

شاید بتواند کمر شکسته او را در داغ برادر راست کند شاید بتواند حق گلوی پاره شده علی اصغر را ادا کند و شاید بتواند داغ لیلا را در عزای اکبرش ارام کند و شاید بتواند به زینب نشان دهد که اری ما لبیک گویان برادر توایم ما دست یاری میدهیم به پسر ام البنین و نمیگذاریم دشمن بر دست بریده ی او هل هله بکشد....

وحتما ما مردمانی خواهیم شد که با فرق بریده ی علی و پهلوی شکسته فاطمه و سر بریده ی حسین بیعت کرده ایم چراکه اسلامی را که انان برایش تا اخرین قطره ی خون خود مبارزه کردند را زنده نگه داشته ایم نه کوفیانی که پسر رسول خدا را میخوانند در حالی که ظالم ترین مردم به اویند...

15\09\1390





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : motiii rara

بسمه تعالی

در خیابان های شهر به امید سوار کردن مسافری که گوشی برای شنیدن حرفهایش داشته باشد میگشت.دختری جوان را سوار کرد.انگار دنبال بهانه ای میگشت برای شکایت...
دلی پر خون داشت از قیام و انقلابی خونین شاید هم تحمیلی
تحمیل دین تحمیل حجاب تحمیل اسلام تحمیل خدا تحمیل جنگ تحمیل......
شاید اگر این تحریم ها نبود همه چیز واقعی بود والا خدا خودش را به اولین پیامبرش هم تحمیل نکرد
پیر مرد2دوره سابقه زندگی داشت در دوره ای کارش نصب انتن و فروش ویدیو بود
راضی بود از دوره ای که  با گمراهی و جهالت معرفیش کردند برعکس خیلی ها........
جالب بود با دلیل راضی بود ! خبری از توهین ها و تند روی ها نبود.
میگفت ان روز ها با همین شغل دور اروپا را گشته با پولی که حالا با ان نمیتوانست حتی یک جفت جوراب بخرد
میگفت ان روزها دلی خوش داشته ازادی داشته.......
میگفت همیشه برای خانه گونی گونی برنج میخریده اما الان  به چند کیلوی ان هم راضیست......
ناراضی بود از  انقلابی که فکر میکرد مردمی که مسبب ان بودند اشتباه کردند.
جالب بود در شهر خیلی ها ناراضی بودند ولی هیچ کس دم نمیزد.
میگفت ان روزها در مدرسه خوراکی میدادند میگفت دولت سوبسیت سیگار معتاد را هم میداد.
میگفت تنها مشکل ان دوران وجود حق هایی مفرط برای امریکاییان و نبودی ازادی سخن بود او اعتقاد داشت که این ازادی سخن حالا هم نیست .
شاید حق داشت !
این روزها هیچ چیز سرجایش نبود میگفت تازه از راه رسیده ای لباس تن این مردم را میکند.
دوست داشتم پاسخی برای رد حرفهایش میجستم شاید میتوانستم سکوت خودم را در برابر دیدن  این ظلم ها توجیح کنم دلم ارام نمیگرفت ، میخواست راضی کند ، خودش را ، اورا ، خدارا......
دلیلی مناسب میبایست در برابر ناله هایش اورد نمیشد خفه اش کرد چرا که علی دشمنش را هم خفه نکرد.

 

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

 چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

 

باید اموخت که اگر اجازه سخن گفتن میدهیم.
اگر ادعای روشن فکری و ازادی سخن داریم.
نباید این ادعا را فقط برای موافقان یا مخالفاان ساختگیمان اجرا کنیم.
چه خوب که به جای سرکوفت زدن با دلیل دیگران را نقض میکردیم.
 رسیدن به عدالت علی و زنده نگه داشتن ایین ابراهیم با قران سر گرفتن محقق نمیشود.
حرکت از ماست او برکت دهنده است.برای حرکت دیر نیست اما یادمان باشد که زود دیر میشود.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


سلام دوستان گلم
چیزایی که اینجا نوشته میشه تحلیل های من از خبر ها و صحبت های جور واجوره افراد مختلفه.....
نظر هیچکس تحت هیچ شرایطی پاک نمیشود و تا 2 یا 3 روز بعد حتما به اون پاسخ میدم.ممنون!

مدیر وبلاگ : motiii rara
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات